آشو زرتشت ؛ اَبَر انسان بزرگ تاریخ

0

آشو زرتشت اندیشه های خود را بر مبنای گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک بنیان نهاد و شعار جهانی وی نیز این بود که راه در جهان یکی است آن هم راه راستی. امروزه بیشتر تعالیم زرتشت جهانی شده است. ایرانیان با هر دین و عقیده ای مسلمان و زرتشتی حتی بی خدا به این انسان بزرگ و اندیشه های وی ارج می نهد. در سراسر دنیا نیز زرتشت مورد توجه بسیاری از بزرگان اندیشه قرار گرفته است.

fravahar-asrino-com

زرتشت‌ آزادی‌ و اختیار را گزینشی‌ برای‌ مردم‌ می داند. بهره‌ کار هر کس‌ همان است‌ که‌ انجام‌ می‌دهد، جبری‌ برای‌ اشخاص‌ نیست؛‌ نیکی‌ اشخاص‌ جز بهره‌ئی‌ از نیکوئی‌ و شر اشخاص‌ جز شری‌ برای‌ وی‌ نخواهد بود.

کمک به دیگران، ازدواج و همچنین قبح رفتارهای بد اجتماعی مانند اهانت و عهدشکنی در آموزه هایش مورد بحث قرار گرفته اند. توجه پاک روح، رهایی از منیت یا همان ایگو، لزوم خردمندی و درون نگری از طریق مشاهده اشتباهات خود و اصلاح آن‌ها از دیگر آموزه های او هستند.

در نظر زرتشت عناصر طبیعت از اهمیت خاصی برخوردار بودند، به خصوص عنصر آتش که پاک کننده تمامی منفی ها محسوب می شد. بی گمان شعله آتشی که افروخت، هماره روشنگر راه جستجوگران حقیقت خواهد بود.

زادروز زرتشت

در مورد تاریخ تولد زرتشت اختلاف نظر های زیادی وجود دارد، عده ای زمان تولد وی را به ۶۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نسبت داده اند عده ای به ۶۶۰ سال و عده ای نیز به ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نسبت داده اند. ششم فروردین در تقویم کنونی ما به عنوان زادروز زرتشت ثبت شده است.

ashu-asrino-com

در مورد مکان تولد وی هم اختلاف هایی وجود دارد عده ای مکان تولد وی را به ماد (آذربایجان کنونی) و عده ای نیز به باختر بلخ و خراسان کنونی نسبت داده اند عده ای دیگر نیز  دیگر با قراین و دلایل موجه، تولد او را ۱۷۸۶ قبل از میلاد دانسته اند. او قبل از بعثت موسی تبلیغ دین خود می کرده است. اودوکسوس کنیدوسی که همزمان با افلاطون بوده‌است، زمان ظهور زرتشت را ۶۰۰۰ سال قبل از افلاطون می‌داند. اما به نظر می رسد که زرتشت در ۶۶۰ قبل از میلاد در ناحیه آذربایجان کنونی متولد شد و در شرق ایران کار دعوت خود را آغاز کرد.

اَصل و نَسَب زرتشت

زرتشت یک کشاورز زاده بود و مادر زرتشت دوغدو دختر فری‌هیم‌ رَوا و پدر وی پوروش اسپ نام داشتند.

از ۱۵ سالگی تا ۱۷ سالگی به نزد خردمند و پارسای بزرگ زمان خود بنام برزین به فرا گرفتن اصول دینی علوم کشاورزی و طبابت پرداخت و سپس کمربند معروف زرتشتیان بنام کشتی را از وی دریافت کرد. دیری نگذشت که به مهربانی و خوی نیک شهرت یافت.
چندی بعد تورانیان به ایران تاختند و زرتشت جوان برای دفاع از سرزمینش جنگ افزار به دست گرفت و با دشمن به پیکار پرداخت اما بعد از اندکی که صحنه های کشتار مردان و جان ستاندن انسان ها را از یک دیگر دید دلش از این اعمال به درد آمد و از صف جنگاوران خارج شد و به مداوای زخمیان و خستگان پرداخت.

بعد از جنگ نیز در میان بلازدگان بی خانمانان می گشت و زخم های درون و برونشان را مرهم می نهاد. در هنگام بروز قحطی نیز به سالخوردگان بسیار کمک نمود او هرگز نمی توانست نسبت به آلام مردم بی تفاوا باشد. او همیشه می اندیشید که چگونه باید راستی بر پلیدی و زشتی پیروز شود.

انتخاب همسر

سپس او به میان قبیله خود بازگشت و زیبار رویی را به همسری برگزید. امال و آرزوهایی بسیار فراتر از کمک به زخمی ها و بلازدگان در ذهن وی نقش بسته بود جان لاک در کتاب تاریخ جامع ادیان می نویسد که او همسر و خانواده خود را رها کرد و در اطراف جهان به گردش پرداخت و با هرکس سخن گفت شاید که نور اشراق دل او را منور سازد.

اما به نظر می رسد روایت درست تر این است که زرتشت به همسرش گفت: بر آنم که گوشه ای گزینم و به تفکر بپردازم مدت زمانی را در باره زشتی و نیکی اندیشه کنم تا چشمه شور بختی انسان ها را بیابم و آن را بخشکانم و مردمانم را به سعادت رهنمون کنم اما همسرش به وی گفت از این اندیشه دست بردار و به کار و زندگی بپرداز.

اما نیرویی او را به شور تفکر اندیشه اصلاح امور بر می انگیخت خانه زندگی اش را رها کرد و به دامان کوه رفت و در آنجا ده سال (تا سی سالگی) به تفکر و اندیشه پرداخت و غذای اندکی خورد.

او می اندیشید که از نیکی نیکی پدید می آید و از پلیدی پلیدی. زرتشت اندیشید که بر جهان دو نیرو حکم فرمایی می کند نیروی خیر مثبت و نیروی شر منفی.

سی سالگی و آغاز پیامبری

چون زرتشت به سی سالگی رسید مکاشفاتی به وی دست داد و در نزدیکی رود دیتیا در نزدیکی وطن خود شبحی بلند قامت بر وی ظاهر شد و با وی به گفت و شنود پرداخت و از او خواست که جامعه عاریتی از خود دور سازد پس اهورا مزدا به او تعلیم داد و او را به پیامبری برگزید و امر فرمود که حقایق و تعالیم آیین بهی را بر جهانیان بیاموزد. از آن پس هشت سال بر وی بگذشت و وی در این هشت سال با ۶ فرشته مقرب به گفت و شنود پرداخت.

بعد از این مکاشفه بیدرنگ تعلیم اخلاق را آغاز کرد در ابتدا کسی به او گوش نکرد و آزار بسیار دید و چند با نومید گشت. در آن هنگام پرستش خدایان بسیار قربانی کردن و باده گساری در میان ایرانیان رواج داشت. در ابتدا فقط چند تن از اعضای خانواده اش به دین او در آمدند. چندین بار روان پلید انگره مینیو وی را وسوسه کرد که از پرستش اهورا مزدا دست بردار ولی وی در عقیده خود استوار بود.

پس از سال ها دعوت نخستین کسی که به دین وی در آمد عموزاده اش میدینیمائونها بود.

بعد از مدتی زرتشت و پیروانش بخاطر اذیت و آزار های دشمنانش (موبدان و فرمان روایان و کدخدایان) مجبور به مهاجرت به یکی از بلاد شرقی ایران شد در مسیر وقتی هوا طوفانی بود از صاحب یک مزرعه پناه خواست اما او از امان دادن به وی امتناع ورزید.

او بعد از اندکی به قلمرو ویشتاسب رسید و به دربار ویشتاسب (ویشاسپا – گشتاسب) راه یافت او دوسال کوشید تا پادشاه را به دین خود در بیاورد پادشاه نیز مردی پاکدل و نیکو منش بود ولی در قلمرو وی سحر و گناهان بسیار رواج داشت. در مناظره ای که پادشاه بین کاهنان و زرتشت صورت می دهد زرتشت پیروز می شود.

خدای زرتشت بخشایشگر و پر جوشش است  پس از کسی که می‌بخشد، نباید ترسید، تنها چیزی که باید از آن ترسید همان «ترس» است.                                                            (آشو زرتشت)

در این زمان بود که زرتشت دو سال به زندان افکنده شد که دو روایت در این مورد وجود دارد گروهی با عقاید شیطانی بنام کارپان ها برعلیه زرتشت بر خواستند و شاه را مجبور کردند که زرتشت را به زندان بیفکند.

روایت دوم که معتبر تر است این است که کاهنان که نتوانسته بودند بر زرتشت پیروز شوند و از نفوظ وی در پیشگاه پادشاه حسد می بردند. روزی که زرتشت در نزد پادشاه بود یکی از کاهنان در محل اقامت زرتشت ابزار جادوگری و جمجمه و مو و ناخن انسان می افکند و به نزد پادشاه می رود و از وی بدگویی می کند و می گوید او با جادوگری توانسته نظر پادشاه را نسبت به خود جلب کند در ابتدا پادشاه به وی روی خوشی نشان نمی دهد ولی با اسرار وی دستور کاوش خانه زرتشت را می دهد و وی به زندان می افتد.

بعد از دوسال معجزه ای رخ می دهد و زرتشت اسب سیاه ویشتاسب را که به مرضی مهلک مبتلا بود مداوا می کند و با حمایت های همسر شاه، زرتشت از زندان بیرون می آید و پادشاه و درباریان به دین وی می گروند و به تبع آن سراسر مردم سرزمین نیز زرتشتی می شوند.

بهترین زندگی برای کسانی است که نیک بیاندیشند و پارسایی را سرلوحه زندگی خود کنند.
(آشو زرتشت)

دو تن از نجیب زادگان بنام فراشائوشترا و جامناسپا نیز با زرتشت پیوند خانوادگی بر قرار می کند اولی دختر خود را به زرتشت می دهد و دومی دختر زرتشت از همسر اولش بنام پروسیتا را به همسری برمی گزیند و ویشتاسب و فرزندش اسفندیار از حامیان سر سخت وی شدند.

عده ای معتقد هستند که ویشتاسب پدر داریوش هخامنشی پادشاه ایران بوده است که اگر ثابت شود زرتشت در بین سالهای ۵۰۰ – ۶۰۰ قبل از میلاد می زیسته این احتمال نیز بسیار قوت می گیرد.

در بیست سال باقی مانده از عمر زرتشت به نشر دین می پردازد و به جنگ با تورانیان که به ایران هجوم آورده اند می پردازد به دلاوری شهره می گردد. در دومین حمله آرجاسپ پادشاه توران به بلخ صدمه و خسارت فراوان زد در این هنگام گشتاسب در پایتخت نبود و زرتشت در آتشکده انوش آذر برای پیروزی ایرانیان دعا می نمود که یکی از تورانیان بنام توربرادروش از پشت به وی حمله کرد و پیامبر را کشت و به طومار زندگی هفتاد و هفت ساله مردی که سراسر زندگی خود را صرف گسترش خدا پرستی و نیکی در جهان کرده بود پایان داد.

کار نیکی که برای دیگران انجام می‌دهید، وظیفه نیست بلکه یک نوع لذت است که برای شما سلامتی و آرامش خاطر به ارمغان می‌آورد.
(آشو زرتشت)

اما به راستی نتوانست به اندیشه های زرتشت پایانی بدهد در اندک مدتی اندیشه های زرتشت سراسر ایران را فرا گرفت و ایرانیان تا سال ها قبل از حمله اعراب به دین زرتشت بودند و بخاطر تعلیمات زرتشت ایرانیان جزو اولین ملل یکتاپرست بر روی زمین بودند.

زرتشت اندیشه های خود را بر مبنای گفتار نیک پندار نیک و کردار نیک بنیان نهاد و شعار جهانی وی نیز این بود که راه در جهان یکی است آن هم راه راستی.

امروزه بیشتر تعالیم زرتشت جهانی شده و ایرانیان با هر دین و عقیده ای مسلمان و زرتشتی حتی بی خدا به این انسان بزرگ و اندیشه های وی ارج می نهد.

در سراسر دنیا نیز زرتشت مورد توجه بسیاری از بزرگان اندیشه قرار گرفته است تا جایی که نیچه بزرگ فیلسوف آلمانی کتابی را هرچند بی ربط به زرتشت را نگاشت که در آن زرتشت قهرمان اصلی کتاب نیچه بود.

حتی بخاطر تشابهات بسیار بین تعالیم زرتشت و مسیحیان و یهودیان عده ای بنمایه این ادیان مخصوصا مسیحیت و یهودیت را در اندیشه های زرتشت می دانند. در آن دوران نیز اندیشه های زرتشت تا یونان رسید و بر یونانیان نیز تاثیرات بسیاری گذاشت. حتی عده ای نیز او را اولین و کهن ترین فیلسوف جهان می دانند.

 

منابع:
– خورشیدیان(ص ۱۷)،
– راهنمای دین زرتشتی(ص ۳)
– زرتشت پیامبر ایران باستان(هشم رضی)
-پیامبر از یاد رفته (ضمیمه کتاب خراسان بزرگ مهد آیین زردشت(ص ۱۳۱-۳۸۴، یسنای ۹ بند ۱۳۳۸۴)
– تاریخ جامع ادیان(جان لاک)، زرتشت و آموزه های او
ارسال به تلگرامدکمه اشتراک گذاری تلگرام

پاسخ دهید

کد امنیتی * خطای محدودیت زمانی، لطفا کد امنیت جدید را وارد نمایید